|
اه از این فاصله ها که هیچ گاه مرهم زخم بی کسی نمی شوند.
اه از این جاده ها که نقش جدایی می زنند و بوی غربت می دهند. ( اینجا که باشی تنهایی ام را با تو قسمت می کنم و تو هم سهم لبخند هر روزه ات را به من می بخشی و باز هم بوی صمیمیت به مشام می رسد ) وطن تو قلب من است و من تصویر خود را جز در چشمان تو نخواهم یافت. پس کاش برگردی... که عشق اینجا سرخ تر خواهد بود !!! منبع: ایمان خلیلی راد + نوشته شده در چهارشنبه سوم خرداد 1385 12:50 توسط غمگین |
می خواهم اینبار شاعرانه تر از گذشته به تو سلام دهم، تا در نگاه معصومانه ی تو
به انتهای خیال ناباوری هایم برسم. به امیدی که عشقم را بپذیری.... همیشه ارزو داشته ام که دست در دست تو از مرز بودنها بگذرم. و در کنار تو ،در فراسوی لانه ی عشقی که بنا کرده ام دمی بیاسائیم. سالیان سال است که خواب من تو شدی و بیداری پلک هایم همه شکایت تو را دارند ای مفهو م عشق!!! ( به دلیل عشق محکوم ابدی چشمانت شده ام) منبع: ایمان خلیلی راد + نوشته شده در دوشنبه یکم خرداد 1385 19:37 توسط غمگین |
|
| ||||||